محمد معصوم البكري ( نامى )

245

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

و در حين كه ترسون خان از درگاه مرخص مىشد ، بعضى اركان دولت بعرض رسانيدند كه اولاد سيف الملوك سزاوار سرحد نيستند . بندگان حضرت حكومت آگره را به ترسون محمد خان تفويض نموده بهكر را تغير فرموده ، و تعليقه بنام بنواليداس صادر شد كه او كرورى سركار بهكر شده ( f . 183 b ) اهتمام مال و معامله نمايد . و بعد از ان بندگان حضرت بنا بر اعتماد « 1 » مىرسيد محمد امروهه مير عدل را به منصب هزارى سرافراز ساخته ايالت و حكومت بهكر به او تفويض فرمودند . و چون او سيد و عالم بود فرمان صدارت ائمه بهكر را نيز به او تفويض فرمودند « 2 » ، كه فراخور استحقاق مدد معاش تعين نمايد . در تاريخ 11 ماه رمضان سنه مذكوره به بهكر تشريف آورد ، و به مخاديم و اكابر باعزاز و اكرام تمام پيش آمده قريب پنجاه هزار بيگهء زمين مدد معاش به سادات و علماء و مشايخ و موالى و اهالى در خور حال هر كس تعين نمود . و مخاديم در زمان دولت او فراغت كردند . و هم در اوائل حكومت خود لشكر بجانب سيوى تعين نمود . مردم منگچه « 3 » پرگنهء كاكرى « 4 » در مقام تردد شده « 5 » با مردم مير عدل بد پيش آمدند . و سيد محمد مير عدل دربارهء رعايا در دستور العمل شدة ورزيد و از قرار كن‌كوت بر يك بيگه على التسوية پنج من محصول قرار داد ، و صاحب اهتمامان بر مزروعات تعين نمود . و آن مردم تشديد بسيار بر رعايا كردند . الغرض كه مردم مير عدل در قلعچهء ( f . 184 a ) كه ما بين گنبد و بچراه است « 6 » در آمدند . مردم منگچه بى دولتى نموده محصلان « 7 » را تير باران كردند . جمعى از مردم خوب مير عدل بشهادت رسيدند . و اين بى سعادتان چاهى كه درون قلعه بود مومن و كافر را باجمعهم دران چاه افگندند و به خاك برابر ساختند . مير عدل ازين واقعه درهم شده مردم خود را از سيوى طلب نمود . و آن

--> ( 1 ) ح : بنا بران اعتماد الدولة ( 2 ) م : مفوض داشتند ؛ ف : ممتاز ساختند ( 3 ) م : منگنيچه ؛ ر : بكيجه ( 4 ) ح ر : گاگرى ( 5 ) ح : ستيز و شدت ( 6 ) م : گنبذ و بحير ؛ د : كند و بجران ( 7 ) ح د ف : محصوران